تبليغاتX
مردی از زمان -
سرود زهر

مي مكم پستان شب را

وز پي رنگي به افسون تن نيالوده

چشم پر خاكسترش را با نگاه خويش مي كاوم.

 

از پي نابودي ام، ديري است

زهر مي ريزد به رگ هاي خود اين جادوي بي آزرم

تا كند آلوده با آن شير

پس براي آن كه رد فكر او را گم كند فكرم،

مي كند رفتار با من نرم.

ليك چه غافل!

نقشه هاي او چه بي حاصل!

نبض من هر لحظه مي خندد به پندارش.

او نمي داند كه روييده است

هستي پر بار من در منجلاب زهر

و نمي داند كه من در زهر مي شويم

پيكر هر گريه، هر خنده،

در نم زهر است كرم فكر من زنده،

در زمين زهر مي رويد گياه تلخ شعر من.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 12:40  توسط داریوش طیار  | 

منبع کد اهنگ مینوس

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس