|
پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند . .
پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازت عکسبرداری بشه تا مطمئن بشيم جائی از بدنت آسیب ديدگي يا شکستگی نداشته باشه " پیرمرد غمگین شد، گفت خيلي عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست . پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند : او گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. امروز به حد كافي دير شده نمی خواهم تاخير من بيشتر شود ! يكي از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر می دهیم تا منتظرت نماند . پیرمرد با اندوه ! گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد . چیزی را متوجه نخواهد شد ! او حتی مرا هم نمی شناسد ! پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟ پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است !
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 15:15  توسط داریوش طیار
|
ساعت 3 شب بود که صدای تلفن، پسری را از خواب بیدار کرد. پشت خط مادرش بود. پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟ مادر گفت: 25 سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار کردی! فقط خواستم بگویم تولدت مبارک
پسر از این که دل مادرش را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد، صبح سراغ مادرش رفت. وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت، ولی مادر دیگر در این دنیا نبود
یك قلب خسته از ضربان ایستاده است
من مردهام ، نشان كه زمان ایستاده است
و قلب من كه از ضربان ایستاده است
مانیتور كنار جسد را نگاه كن
یك خط سبز از نوسان ایستاده است
چون لختهیی حقیر نشان غمی بزرگ
در پیچ و تاب یك شریان ایستاده است
من روی تخت نیست ، من اینجاست زیر سقف
چیزی شبیه روح و روان ایستاده است
شاید هنوز من بشود زندهگی كنم
روحم هنوز دلنگران ایستاده است
اورژانس كو؟ اتاق عمل كو؟ پزشك كو؟
لعنت به بخت من كه زبان ایستاده است
اصلا نیامدند ببینند مردهام
شوك الكتریكیشان ایستاده است
فریاد میزنم و به جایی نمیرسد
فریادهام توی دهان ایستاده است
اشك كسی به خاطر من در نیامده
جز این سِرُم كه چكهكنان ایستاده است
شاید برای زل زدنام گریه میكند
چون چشمهام در هیجان ایستاده است
ای وای دیر شد بدنام سرد روی تخت
تا سردخانه یك دو خزان ایستاده است
آقای روح! رسمی شد دادگاهتان
حالا نكیر و منكرتان ایستاده است
آقای روح! وقت خداحافظی رسید
دست جسد به جای تكان ایستاده است
مرگام به رنگ دفتر شعرم غریب بود
راوی قلم به دست زمان ایستاده است
یك روز زاده شد و حدودی غزل سرود
یادش همیشه در دلمان ایستاده است
یك اتفاق ساده و معمولیست این
یك قلب خسته از ضربان ایستاده است
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 14:12  توسط داریوش طیار
|
بسم الله الرحمن الر حیم
لا اِلهَ اِلاّ اللهُ الجَلِیلُ الجَبّارُ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ الواحِدُ القَهّارُ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ العزِیزُ الغَفّار لا اِلهَ اِلاّ اللهُ الکَرِیمُ السَتّارُ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ الکَبِیرُ المُتَعالُ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ وَحَدَهُ لا شَریِکَ لَه اِلهًا واحِداً ربّاً و شاهِداً صَمدَاً وَ نَحنُ لَهُ مُسلِموُنَ و لا اِلهَ اِلاّ اللهُ وَحدَهُ لا شَریِکَ لَهُ اِلهاً واحِداً رَبّاً و شاهِداً اَحَدَاً صَمَدَاً وَ نَحنُ لَهُ عابِدوُنَ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ وَحدَهُ لاشَریِکَ لَهُ اِلهاً واحِداً رَباً وَ شاهِداً اَحَداً صَمَداً وَ نَحنُ لَهُ قانِتوُنَ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ وَحدَهُ لاشَریِکَ لَهُ اِلهاً واحِداً رَباً وَ شاهِداً اَحَداً صَمَداً وَ نَحنُ لَهُ صابِرونَ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ مُحَمَّدً رَسُولَ اللهُ صَلّی الله عَلیهِ وَ الِهِ علیٌ وَلّیُ اللهِ عَلَیهِ الّسَلامُ اَللَّهُمَّ اِلَیکَ وَجَّهتُ وَجهی وَ اِلَیکَ فَوّضتُ اَمری وَ َعلَیکَ تَوَکَّلتُ یا اَرحَمَ الّراحِمینَ. التماس دعا خواننده این بر اموات مخصوصا بر عمه که تازه فوت کرده اینجانب صلوات بفرستید روایت است که حضرت رسول (ص) فرمودند هر کسب که هر وقت ایندعا را بخواند چنان باشد که (360) حج کرده باشدو(360) ختم قرآن کرده باشد و (360) بنده آزاد کرده باشد و (360) دینار صدقه داده باشد و (360) اندوهگین را از غم رهائی بخشد چون حضرت رسول (ص) این کلام را فرمود جبرئیل در رسید وگفت یا رسول الله هر بنده از بندگان خدا و هر امتی از امتان تو که ایندعا را در عمر خود یکبار بخواند یا محمد بحرمت و جلال خودم قسم او را (7) چیز دهم. 1- فقر و درویشی را از وی بردارم. 2- از سئوال نکیرین ایمن گردانم . 3- از صراط بگذرد. 4- از مرگ مفاجاة (نابهنگام) نگاه دارم . 5- دوزخ را بر وی حرام گردانم . 6- از تنگی قبر نگهدارم . 7- از غضب سلطان و ظالم حفظ فرمایم.
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 12:50  توسط داریوش طیار
|
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 13:2  توسط داریوش طیار
|
مویه ای برای همه فرشته های غزه خدايا صدای انفجار آمد و آسمانت آوار شد روي سر فرشتهها. فرشتههايي با پاهايي كوچك، فرشتههايي با دستهايي كه بوي مشق شب ميداد. فرشتههايي با موهاي كوتاه فرفري و لبخندهاي نازك قيطاني. فرشتههايت خوابيده بودند زير ملحفه هاي گُلگُلي و خواب ميديدند؛ خوابي كه هيچ وقت تعبير نخواهد شد. بمب ها زمین را بوسیدند و خواب فرشتهها تكهتكه شد. تُنگ آرزوهاي كوچكشان شكست، بالهايشان زير ديوار جا ماند و قلبهايشان زير خشتها خون شد. فرشتهها ديگر خانه ندارند، خانهشان ديگر نشاني ندارد. نشاني اش را ديگر كسي جز تو بلد نيست. فرشتهها مادر ندارند، فرشتهها خواهر و برادر ندارند، فرشتهها به جز تو كسي را ندارند. فرشتهها ميترسند، فرشتهها گريه ميكنند، فرشتهها سردشان است. خدايا اشك فرشتههايت را پاك ميكني؟ در آغوششان ميگيري و نوازششان ميكني؟ خدايا آيا كمي خورشيد توي جيبشان ميريزي و قدري آفتاب توي قلبشان؟ خدايا فرشتهها درد دارند، فرشتهها زخمياند، فرشتهها بالشان شكسته، فرشتهها نفس نميكشند. دردشان را دوا ميكني و زخمشان را مداوا؟ خدايا بالهاي شكستهشان را ميبندي و از نفست كمي به آنها قرض ميدهي؟ فرشتهها بغض كردهاند، فرشتهها اشك ميريزند، فرشتهها عزادارند. اما بگو خدايا، دوباره روزي فرشتههاي كوچكت خواهند خنديد؟ آيا دوباره فرفرههاي اميد را فوت خواهند كرد؟ آيا دوباره روزي به دنبال قاصدكهاي خوش خبر خواهند دويد؟
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 13:2  توسط داریوش طیار
|
تور آخرت ثبت نام مي قابل توجه عزيزان همنوع نمايد . براي سفر زيارتي و سياحتي ابدي آخرت لازم است ابتدا فرمي همانند فرم زير تهيه و پر نماييد : نام : انسان نام خانوادگي : اشرف مخلوقات نام پدر: آدم نام مادر: حوا لقب : ابوالبشر نژاد: خاكي صادره : ازدنيا آدرس سكونت : كهكشان راه شيري – منظومه شمسي – زمين مسيرهاي حركت و اقامت : عالم برزخ-باغهاي زيباي و سرسبز بهشت واگر نشد منطقه خشك و گرم و سوزان وبدآب و هواي جهنم . زمان حركت : اجل رسمي ( آنزمان كه فرا رسد و خدا خواهد ) . وسايل مورد نياز : 2 متر پارچه سفيد – عمل نيك بمقدار زياد هر مقدار كه يتوانيد – انجام واجبات – ترك محرمات – نمازهاي اول وقت – ولايت ائمه اطهار- دعاي والدين و مومنين – امر به معروف و نهي از منكر – اعمل صالح – تقواي الهي و ايمان بخدا . تذكرات مهم 1- جهت رفاه حال خود خواهشمند است خمس و زكات خود را قبل از پرواز پرداخت نماييد . 2- از آوردن هر گونه مقام و ثروت اعم از ملك و ماشين و طلاجات و غيره بداخل سالن انتظار و فرودگاه جدا خوداري فرماييد . 3- قبل از حركت به بستگان و مشايعت كنندگان خود توصيه نماييد كه از آوردن بسته هاي سنگين گل سنگ قبرهاي گرانقيمت و تجملاتي و نيز مراسم پر خرج و خريداري قبرهاي دو نبش با قيمتهاي گرانقيمت و غيره خودداري نموده و حدالمقدور اين هزينه ها را در راه رضاي خداوند متعال مصرف فرماييد . 4- براي جلوگيري از هر گونه اختلاف و به جه يادگاري قبل از پرواز چگونگي تقسيم اموا خود را بين فرزندان ، فقرا و متضعفين مشخص فرماييد . 5- از بهمراه آوردن بار اضافي و غير مجاز از قبيل حق الناس ، غبت ، تهمت و غيره جدا خودداري فرماييد . براي كسب اطلاعات بيشتر همه روزه و در هر زمان به قران و سنت پيامبر و احاديث ائمه و يا به نزديكترين مسجد و يا هيئت هاي حسيني و جلسات قراني مراجع فرماييد . مشاوره رايگان و بصورت شبانه روزي ، مستقيم و بدون نوبت و وقت قبلي مي باشد . در صورتيكه قبل از پرواز به مشكلي برخور نموديد با شماره هاي تماس زير رفع اشكال فرماييد 186 آدرس: شوره بقره 45 آدرس: سوره نساء 29 آدرس : سوره توبه 55 آدرس : سوره اعراف 2 و3 آدرس : سوره الطلاق اميدواريم سفر آسوده اي در پيش داشته باشيد .
با تشكر سرپرست كاروان حضرت عزرائيل (ع)
+ نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 16:24  توسط داریوش طیار
|
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 18:43  توسط داریوش طیار
|
کدام آسمان
آنگاه که غرور کسی را له می کنی آنگاه که کاخ آررزهای کسی را ویران می کنی آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خر د شدن غرورش را نشنوی آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری می خواهم بدانم دستانت را به سوی کدام آسمان در از می کنی تا برای خو ت دعا کنی؟؟
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 18:2  توسط داریوش طیار
|
ایشان عبارتند از: اول امیرلمومنین علی بن ابیطالب (ع) دوم:حسن بن علی(ع) سوم: حسین بن علی(ع)چهارم: علی بن الحسین(ع) پنجم:محمد بن علی(ع)سسم:جعفربن محمد(ع)هفتم:موسی بن جعفر(ع) هستم:علی بن موسی(ع)نهم:محمد بن علی (ع)دهم:علی بن محمد(ع)یازدهم:حسن بن علی(ع) دوازدهمLمحمد)ابن الحسن المهدی (عجل الله تعالی الشریف). اکنون به بیان احادیث وروایاتی می پر دازیم که بر امامت به حق این دوازده نفر از خاندان پیامبر اگرامی اسلام دلالت دارد. شیخ مفید کلینی صدوق وطوسی(رحمته الله)از عبدالرحمن بن سالم از ابی بصیر از امام ششم (ع)( جعفر بن محمد الصادق ع) نقل کرده اند که فرمود:"پدرمبه جابربن عبدالله انصاری فرمود:همانا من به حاجتی دارم کدام وقت برای تو آسان تر است که تو را در خلوت ببینم تا آن را سوال کنم؟ جابر گفت: هر وقت که شما دوست بدارید . پس در بعضی از ایام با جابر خلوت کرد و به او فرمود ای جابر از لوحی که در دست مادرم فاطمه(ع)دختر رسول خدا(ع) دیدهای وانچه مادرم به تو خبر داد و در ان لوح نوسته بود به من خبر بده. جابر گفت:خدا را شاهد می گیرم که در حیات رسول خدا(ع) نزد مادرت فاطمه (ع) رفتم و به خاطر ولادت حسین به او تهنیت گفتم ودر دو دست او لوح سبزی دیدم وگمان کردم از زمرد است و در آن نوشته سفیدی شبیه رنگ خورشید دیدم به او گفتم: پدر ومادرم به فدایت ای دختر رسول خدا ااین لوح چیست؟ایشان فرمودند این لوحی است که خدا به رسول خود هدیه کرده است ودر آن اسم پدر واسم شوهر واسم دو پسر واسم اوصیا از فرزندانم نوشته شده است و پدرم نیز آن را به من بخشیده کخ من را به آن بشارت بدهد.
تاری ادینا
ولیعهدین طوی گونلری اولاندا
بیر عده ده چالاندا اوینو یا ندا
هنر پیشه لردن حسین(1)بیر جوان
او خوموشدی بوسوزلی خوش بیان
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 18:58  توسط داریوش طیار
|
هر كه خواهد مرده اى را در خواب ببيند در وقت خواب به پهلوى راست بخوابد و سوره والشمس و الليل و جهد (قل يا ايها الكافرون ) و توحيد و معوذتين يعنى قل اعوذ برب الفلق و سوره قل اعوذ برب الناس را هر يك هفت مرتبه بخواند و بعد بگويد: هر كه تا سه شب ، يك در ميان يعنى از شش شب سه شب خوانده شود در ثلث آخر شب با حضور قلب دست بردارد و هر شبى هزار و چهارصد و بيست و چهار مرتبه بگويد (يا باسط) حاجتش روا مى شود، خصوصا به جهت معيشت و گويند بسيار مجرب است . جهت هر مشكلى كه داريد : گويند از حضرت اميرالمومنين عليه السلام منقول است هرگاه مشكلى مرا پيش آمد اين كلمات بر سه پاره كاغذ مى نوشتم و در آب روان مى انداختم . آن مشكل حل مى شد و كلمات اين است . التماس دعا. یا علی
+ نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387ساعت 18:42  توسط داریوش طیار
|
هر كس چهل روز صبح بخواند خداوند ديدار حضرت مهدى عليه السلام را روزى او گرداند. (ان شاء اللّه )
به اين صورت كه در چهل روز 17488 مرتبه به صورت زير هر روز 360 مرتبه به غير از روزهاى دهم ، بيستم و سيم و چهلم كه اين چهار روز روزى 1132 مرتبه دعاى فوق را بايد بخواند تحت شرايط زير: 1 - با وضو باشد؛ 2 - رو به قبله در جاى پاك بنشيند؛ 3 - اول صلوات بفرستد؛ 4 - از گناهان استغفار نمايد؛ 5 - اين دعا را يك مرتبه بخواند. يا من هو اقرب الى من حبل الوريد يا من هو فعال لما يريد يا من يحول بين المرء و قلبه يا من هو بالمنتظر الاعلى يا من ليس كمثله شى ء و هو على كل شى ء قدير. 6 - اصل دعا را بخواند: يا اللّه يا محمد يا على يا فاطمه و بنيها يا صاحب الزمان ادركنى يا فارس الحجاز ادركنى يا ابا صالح ادركنى و لاتهلكنى . همه روز 360 مرتبه فقط روز دهم و بيستم و سيم و چهلم 1132 مرتبه . 7 - ده مرتبه صلوات ؛ 8 - فاتحه و اخلاص بخواند؛ 9 - اگر سوره اخلاص را بيشتر بخواند بهتر است زيرا اسم اعظم دارد. خواندن اين دعا آثار عجيب وافعال غريبه دارد.
+ نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387ساعت 18:40  توسط داریوش طیار
|
هر كه تا سه شب ، يك در ميان يعنى از شش شب سه شب خوانده شود در ثلث آخر شب با حضور قلب دست بردارد و هر شبى هزار و چهارصد و بيست و چهار مرتبه بگويد (يا باسط) حاجتش روا مى شود، خصوصا به جهت معيشت و گويند بسيار مجرب است . جهت هر مشكلى كه داريد : گويند از حضرت اميرالمومنين عليه السلام منقول است هرگاه مشكلى مرا پيش آمد اين كلمات بر سه پاره كاغذ مى نوشتم و در آب روان مى انداختم . آن مشكل حل مى شد و كلمات اين است . السلام عليک يا علي ابن موسي الرضا
گشتم همه جا بر در درگاه حريمت جايي ننوشته است گنهکار نيايد دو ركعت نماز مى خوانى و بعد از نماز 101 مرتبه بگو: دعای دیگری هم که معروف به دعای سریع الاجابه است و خودم امتحان کردم را برای اون عزیزانی که درخواست داده بودند می ذارم: دعاى سريع الاجابه يا علي
+ نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387ساعت 18:39  توسط داریوش طیار
|
عبداللّه بن عباس روايت كند از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله كه فرمودند جبرئيل گفت : يا رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله بدان خدايى كه تو را براستى به خلق فرستاد اگر كسى را فرزند نباشد اين دعا را بنويسد و بشويد و بخورد از آب آن حق تعالى اولاد صالح به او كرامت فرمايد و هر كه درد اندام باشد و بلغم و ناسور يا درد و بوى بد دهان و زكام و درد قولنج و درد سر و زهر مار و عقرب ، اين دعا او را نگاه دارد و به مراد خود برسد (ان شاء اللّه ). بسم اللّه الرحمن الرحيم اعوذ بكلمات اللّه التامات كلها من شر كل شيطان و من شر السامه و من كل عين لامه و ان يكاد الذين كفروا ليزلقونك بابصارهم لما سمعو الذكر و يقولون انه لمجنون و ما هو الا ذكر للعالمين كيعص حمعسق اها شراهت اذونى اصاوث آل شداى بحق لا اله الا اللّه محمد رسول اللّه بسم اللّه الشافى بسم اللّه الكافى بسم اللّه المعافى بسم اللّه الذى لايضر مع اسمه شى ء فى الارض و لا فى السماء و هو السميع العليم ان يشاء يسكن فيظللن رواكد على ظهره ان فى ذلك لايات لكل صبار شكور انهم يكيدون كيدا و اكيد كيدا فمهل الكافرين امهلهم رويدا الريح و اللّه ورائهم محيط بل هو قرآن مجيد فى لوح محفوظ بسم اللّه الرحمن الرحيم قل اعوذ برب الفلق من شر ما خلق و من شر غاسق اذا وقب و من شر النفاثات فى العقد و من شر حاسد اذا حسد بسم اللّه الرحمن الرحيم قل اعوذ برب الناس ملك الناس اله الناس من شر الوسواس الخناس الذى يوسوس فى صدور الناس من الجنه و الناس يريد اللّه ان يخفف عنكم و خلق الانسان ضيعفا و صل على محمد و آله اجمعين الان خفف اللّه عنكم و علم ان فيكم ضعفا و صل على نبينا محمد و آله اجمعين ذلك تخفيف من ربكم و رحمه و صلى اللّه على خير خلقه محمد و آله اجمعين .
+ نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387ساعت 18:33  توسط داریوش طیار
|
رسول خدا صلى اله عليه و آله با اصحاب خويش در مسجد نشسته بود، و صداى سقوط هولناكى شنيدند، پس از آن در هراس شدند. آن حضرت فرمود: آيا مى دانيد اين صدا از چيست ؟ یا علی
+ نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387ساعت 18:31  توسط داریوش طیار
|
رسول خدا صلى اله عليه و آله با اصحاب خويش در مسجد نشسته بود، و صداى سقوط هولناكى شنيدند، پس از آن در هراس شدند. آن حضرت فرمود: آيا مى دانيد اين صدا از چيست ؟ یا علی
+ نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387ساعت 18:31  توسط داریوش طیار
|
للّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ ب الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
+ نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387ساعت 18:18  توسط داریوش طیار
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 12:3  توسط داریوش طیار
|
زنده به شعر خویشم در این اسارت شعر
عشقم همین قافیه ام در این کسالت شعر
شاعرکی بازیگوشم که در نبرد با خویش
می خزم در امتداد شب به بی نهایت شعر
چشمک این واژه ها در امتداد شعر دوست
چه رنگی می زند داد به نقش غربت شعر
خدای من چه میشنوم صدای ناله کیست ؟
چه آهی میکشد آه به بام خلوت شعر!
دلم داند قلم خواهد که من با شعر بمیرم
هوار و صد هزار بیداد از این سماجت شعر
قصم به نور این ماه قصم به ظلم این شب
زنده به شعر خویشم در این اسارت شعر
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 14:43  توسط داریوش طیار
|
بردگان فراری
زبانم از درد زیر آسیاب دندان ها جویده / کوبیده و سرخ میشود فریاد بر هنجره ام پنجه می کشد کوبیده زبان با خورشت خون هنجره می خورم از درد از درد یک سرمشق اینگاه که / استاد شعر سرمشقم میدهد تا بنویسم : بابا آب ندارد ! بابا نان ندارد ! بابا خانه ندارد! درد دارد ! بابا حرف دارد ! خانه را ویرانسرا را دوست می دارد. شعر من به برابری می اندیشد و میدانم! که از برایش نه قافیه نه وزنی نخواهم یافت! که برابری را هم برابرتر کشته اند! واژه ای که به نامش خاک وطن جویدند و یک کاسه خون بالایش را ندانست. از دیروز تا امروز فهم این واژه مغذ می خواهد ! دیروز تا امروز هر چه شنیدیم از عدل / برابری بود شنیدن کجا دیدن شود ؟!!! ! چشم ها به گوشها حسادت کردند نابینا شدنند ... از بس برای دیدنش چشم چرانی کردند. دیروز گر چه گل آلود فردا روشن است فردایمان را در دیروزمان ترسیم کنیم اگر همه با هم برابرند اما ... باز من نادان نمیدانم که چرا ؟ چرا همیشه بعضی "برابرتر"ند از شانه برهنگان؟ گوشها از شنیدن نا شنوا چشم ها از ندیدن نابینا برابریه تکه دستمال بر دوش مرد را شنیدن کجا دیدن شود؟ من نادان شدم این واژه را اعتراف باید کرد. "انسانی" با یک تکه پارچه بر دوش با "انسانی" شلاق بر دوش چشیده ؟ چه فرقی میکند ؟ من نامه به یک مرد مینویسم. به زنی که دردم میکشد. مردی که در دامگاه برابری مجهول الهویه نامید عدالت را آن یک قطره بارانم ، در کویر... و به پنجره ای، / که دیوار کردنش / تا دریای برابری را غرق شده ببینیم برسد به بند 209 به نگاه خیره به دیوار زنی اسیر... به معلمی که تا آخرین نفس میگفت : بابا آب ندارد ! / بابا نان ندارد ! بابا درد دارد ! حرف دارد ! خانه ندارم ... من آن پروانه افلیجم / که میگردم به دور همین شمع شعر من به برابری می اندیشد. به قلبهای ساف / دستهای ترک خورده در زنجیر تا پا به آب / نان / خانه / ندارد چرا بابا ... به سردی فلزی که سخت میفشارد دستهای پینه زده گفتند شاگردان را با چوب الف بیگانه میکنیم از شاگرد که بگذریم همین دیشب رد پایش بردستهای معلم یادگاری نوشت کبود شده رد پایش بر پا های برهنه کبود شده رد پایش بر دستهای "شادی" / بر شانه های "مهدی" کبود شده رد پایش بر ترک خورده دستها در بنددست کبود شده رد پایش بر دستهای دخت ....... زمین چه شد ؟ / چه باید کرد ؟ / چگونه باید کرد ؟ مگو همینجا ماند باید / لولید میان لای و لجن برابری من به یک پروانه افلیج فکر می کنم / که افسانه ای باور نکردنی بود وقتی از مردار زنان رهید و به شمع رسید به شمع برابری پروانه ای که از برای دیدار شمع گل خرید بهایش را جان پرداخت یک گل بی رنگ و بو یک رز مصنوعی آخر کدامین گل جنگ را نعمت مینامد ؟ آخرکدامین گل ؟ کدامین گل ؟ که ما آن را رز مینامیم! کدامین رز رحمت را در خون خلاصه میداند. من / نادان برای آنان که من از در آمدند من از درگذشتند در شهر ما قعطی شاعر نیست یا خدای ناکرده خشکسالی شعر نیست به حکم برابرتران خاموش را آهسته مینویسند. با تو هستم شاعر (!) شاعرالدوله و شاعر با هم، فرقهایی دارند فرقهایی اندک، مرزهایی باریک که ز حُر تا دگری یک نقطه ست! یک دستمال بر دوش تا دوشی آشنا بر رهنگی و شلاق شعرهاشان را نیز، چون خود شاعرها، انگ چسبانده اند خواب بر دیده ی بردگان شیرین بنده داران بیدار!!! شاعر مرحوم ! شعرش نیز، چون خودش محروم! شعر او مثل وجود خود او حرف مگوست « آی ساکت جیرجیرک! از چه است این فریاد؟ بیداد نکن، برده هایم خوابند! » ای وای ببخشید بنده هایم خوابند .... منزجرم از مرگ اما........ مرگ بر خواب بردگان بیش از گفتمان مرگ از خواب تسلیم آوردنگان / از خواب بردگان دردم میآید. در قانون برابرتران شاعران دروغ می نالند نمیدانم چگونه بنالم که به بهتان دروغ خاکم نکنند در گورستان بنده گان فراری.
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 14:23  توسط داریوش طیار
|
((( قرار ... )))
قرار روبه روی کافی شاپ , راس چهار
آهای منتظرم ! دیر کرده ای اینبار !
همیشه راس چهار دست تو به دستم بود
و حال شاخه گل تو گل همیشه بهار
دوباره خط نگاهم به جاده ها چسبید
و غوطه ور شد احساس من در این افکار
نگو که قید مرا هم زده , نگو , نه نه !
آهای فکر پلید , دست از سرم بردار
*****
درست یک سال بعد جاده ی خلوت
سکوت یک سرکاری از خودش بیزار
یکی , دوتا , سه تا , هزار غنچه پرپر
صدای پک زدن من به بسته سیگار
ترانه های جدیدت چه قدر تکراریست
نوار لعنتی من – همش / همش تکرار
بگو که بر میگردی هنوز منتظرم
هنوز روبروی کافی شاپ راس چهار
نشسته ام تنها به امید دیدارت
فقط به خاطر تکرار آخرین دیدار
*****
قرار , روبروی چشمانت لحظه ی مرگ
صدای آخرین پیام من , صدای نوار:
(( امید من به سلامت برو , خیالت تخت ))
خیال پوچ مرا هم به قصه ها بسپار ...
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 14:10  توسط داریوش طیار
|
اسکله ی ناز چشات حریم امن قایقم تو ساعت یه ربع به عشق عقربه ی دقایقم گرمی دستای تو رو به صدتا دنیا نمیدم
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 13:45  توسط داریوش طیار
|
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 12:40  توسط داریوش طیار
|
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 12:38  توسط داریوش طیار
|
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 13:53  توسط داریوش طیار
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||